شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 195

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

مسالهء الهى از هفتاد و اند مسالهء فلسفى بگذارد و از ابن سينا خرده گيرد ولى پنج مساله آورد و نتوانست ششم و هفتم را بياورد . او آن را براى سيد مجد الدين على بن جعفر نقيب ترمذ كه الملل و النحل او هم بنام او است نزديك 540 ( اسفار 2 : 275 ) ساخته است ( همان جا 75 - بروكلمن 1 : 428 و ذيل 1 : 763 ) . من سه نسخه از آن سراغ دارم . ابن سهلان ساوى در رد ابو البركات بغدادى ( كه گويا از شهرستانى گرفته باشد ) در رد بر ابن سينا در دانايى خدا و زمان نهج التقديس دارد . ( فيلمها 1 : 341 و 437 ) و او را شكوكى است در همين زمينه‌ها كه از شهرستانى پرسيده است . خواجهء طوسى در رد شهرستانى مصارع المصارع ساخته و در آن شهرستانى را به سزا باطنى خوانده است ، من در اين باره در نامهء آستان قدس سخن داشته‌ام . اكنون ميدانم كه نه نسخه از آن در دست هست . ( گفتار مادلونگ « 67 » ) در كارنامهء كنگرهء علوم عربى و اسلامى سال 1974 ص 250 تا 259 - مدرس 86 و 87 و 445 و 446 و 462 - ذريعه 21 : 98 ) . شهرستانى در آغاز ملل و نحل ( ص 5 ) از شرح اناجيل اربعه كه شايد از ابن الطيب بغدادى ( فهرست نسخه‌هاى عربى مسيحى پاريس ش 85 و 86 - يسوعى 22 ) ( همان كه چاپ شده است باشد هفت شبههء ابليس را آورده و همينها را ريشهء گروههاى اسلامى پنداشته و ژرف‌بينى او از همين جا پيدا است . امام رازى در تفسير خود ( 1 : 451 ) از گفتهء او همينها را آورده است . از قاضى نور الله شوشترى نيز گفتارى در اين باره داريم ( دانشگاه 3 / 4668 ) . شهرستانى در همان الملل و النحل ( ص 117 ) از پرسش و پاسخ زردشت و اورمزد ياد مىكند كه نزديك به همين شبهات است . « رسالة الشيخ ابليس الى اخوانه المناحيس » داريم كه گويا از حاكم جشمى بيهقى ( 313 -

--> ( 67 ) - Madelung